تبليغاتX
یا زهرا(نقد وهابیت-بهاییت و شیطان پرستی)
یا زهرا(نقد وهابیت-بهاییت و شیطان پرستی)
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار
پنجشنبه چهاردهم آبان 1388
استاد «حسين صبحدل» دار فانی را وداع گفت ...  
استاد «حسين صبحدل» دار فانی را وداع گفت


استاد حسين صبحدل، موذن انقلاب و پيشكسوت قرآنی كشورمان پس از سال‌ها تحمل رنج بيماری، ساعتی قبل در منزل خود دار فانی را وداع گفت.

 

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، استاد حسين صبحدل، موذن انقلاب و پيشكسوت قرآنی كشورمان پس از سال‌ها تحمل رنج بيماری ساعتی قبل دار فانی را وداع گفت، همچنين مراسم تشييع جنازه آن مرحوم ساعت 9 صبح فردا از مقابل مسحد المهدی(عج) واقع در مجيديه جنوبی برگزار می‌شود.

 

اين استاد پيشكسوت از فعالان قرآنی برجسته و شاخص ميهن اسلامی‌مان بود و چند سالی در بستر بيماری به سر می‌برد، در روزهای اخير با مشكلات جسمی بيشتری روبرو شده بود.

 

بنا بر اين گزارش، استاد صبحدل كه در منزل خود تحت مراقبت‌های پزشكی و پرستاری قرار داشت، در روزهای اخير چندين بار با ابتلا به عفونت‌های ريوی، دچار مشكلات بيشتر و حادتری از نظر جسمی و سلامتی شده بود.

 

استاد صبحدل كه بسياری از مردم ايران اسلامی با صدای گرم و ملكوتی او به عنوان موذن از صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران آشنا هستند، بنا بر اذعان بسياری از همراهان و افرادی كه او را از نزديك می‌شناسند، يكی از پيرغلامان واقعی مكتب اباعبدالله الحسين (ع)، يك انسان پايبند به چارچوب عملی آرمان‌گرايی دينی و يك خادم بزرگوار و پرتلاش در آستان نورانی قرآن كريم بود.

 

يادآوری می‌شود، استاد صبحدل در سال 1310 در تهران به دنيا آمد و كارمند بازنشسته صدا و سيما است. برگزاری جلسات قرآن در مساجد محلات، داوری مسابقات قرآنی استانی و كشوری در رشته صوت و لحن در دهه‌های 60 و 70، تهيه‌كنندگی و نويسندگی برنامه‌های سحر و مناسبت‌های مذهبی و اذان معروف از جمله يادگارهای ماندگار ايشان است.

 

سرود «خمينی ای امام»، «راه امام در كلام امام»، «بانگ توحيد»، «طلايه‌داران انقلاب»، «حماسه رزمندگان»، «ماه محرم» و مناجات‌های راديو و دعای هنگام تحويل سال و بيش از 1300 اثر راديويی ديگر، گويای زندگی استاد صبحدل است.

 

همچنين از جمله كارهای ماندگار صبحدل، اذان به ياد ماندنی‌اش در نغمه بيات ترك بود كه با مقدمه‌ای شكوهمند آغاز می‌شود؛ اذانی كه قدمت آن به سه دهه می‌رسد و بايد آن را از آخرين اذان‌های شكوهمند به شمار آورد

سه شنبه دوازدهم آبان 1388
...  
با خبرشدید؟ازچی؟میگم خدمتتون.از برنامه با شکوه جنبش سبز برای روز ۱۳ آبان.این جنبش سعی دارد تا در این روز نیز سودجویی کرده و در اقدامی خدا ناپسندانه و البته اصلاحات پسندانه از این روز باز هم برای اعتراض استفاده نماید.البته اگه آدم مثل لقمان حکیمانه نگاه کنه میتونه از این سبز ها درس بگیره!درس چی؟درس سیریش شدن در رسیدن به خواسته های غیر عقلانیش.مثلا اگه شما یه دفعه خواب دیدید که یه سانتافه سوار شدید میتونید صبح که از خواب بلند شدید صورتتون رو یک رنگ به دلخواه بمالید همون رنگی هم لباس بپوشید بعد نفت رو وسایل خونه بریزید و بابای کارمندتون رو مجبور کنید یا سانتافه می خری برام یا میسوزونم!

البته برنامه ریزی هم از دیگر موارد مثبت سبزی هاست مثلا برنامه فردا به شرح زیراست:

موج آفرینی اول - الله‌اکبر سبز، ساعت ۹

موج آفرینی دوم - مچ‌بند سبز، پرچم سبز

موج آفرینی سوم - شعارهای سبز

موج آفرینی چهارم - راهپیمایی سبز

موج آفرینی پنجم - زنجیر انسانی سبز

موج‌آفرینی ششم - عکس و فیلم سبز

البته این برنامه بر اساس درخت دانش برنامه ریزی شده.که ریشه های این درخت در خاک نفاق است و با خون جوانان بی گناه آبیاری شده است.و باغبان با تجربه ای چون آقایان... داشته است.

خیلی خوب دیدید که برنامشون سرشار از گرامی داشت ۱۳آبان بود.

البته آقایان موسوی و خاتمی مردمک مشتاق رو از سخنان همچون علف سبز خودشون بی نصیب نمیذارن.

البته از تظاهرات کنندگان خواهشمندیم برای اینکه سخنرانی ایشون رو از دست ندن از مترو استفاده نکنن چون مترو فعلا خودش داره حزب تشکیل میده.شاید اسمش بشه مترویسم!و با مردم زیاد سازگار نیست.

جمعه هشتم آبان 1388
میلاد نور مبارک ...  
جمعه هشتم آبان 1388
جاودانگی یک شهید ...  
می گویند تو رفته ای و ما مانده ایم
ما با تمام نا جوانمردی هایمان
ما با تمام ترس هایمان
ما با تمام آنچه به آن دل بسته ایم
ما با تمام آنان که دوستشان داریم
ما با تمام روزمرگی هایمان
ما با تمام معصیت هایمان
ما با تمام فراموشکاری هایمان
ما با تمام....
تو با تمام جوانمردی ات
تو با تمام دلاوری هایت
تو باتمام آنچه ازآن دل بریدی
تو به سوی آنکه دوستش داری
تو به سوی زندگی جاودانت
تو با تمام معصومیت هایت
تو با تمام دل تپیدن هایت
تو با تمام....
راستی ما نمانده ایم
ما به راستی در مانده ایم
راستی تو نرفته ای
تو به راستی یک حقیقت جاودانه ای
جمعه یکم آبان 1388
روز مرگی ...  
ای عشق همه بهانه از تو
روزمرگی یعنی :صبح صبحانه خوردن و بعدپی کاری رفتن و ظهر ناهار خوردن بعد استراحت و شاید کار و شب شام خوردن و خوابیدن و باز روز بعد روز از نو روزی
از نو.
روز مرگی یعنی یک زندگی پر از عادت و بی حاصل.خمود و بدون غایت.روز مرگی یعنی....اینجاست که انسان احساس می کند باید پنجره ای به درون جان او
گشوده شود.
و اگر چنین شد آدمی وزش نسیمی تازه را با تمام دل احساس خواهد کرد نسیمی روحبخش و جان فزا.
احتیاج ما به این نسیم تازه و معطر بیش از آب و غذاست.و اگر آن حال و هوای معنوی و روحانی در کوچه پس کوچه های دل سرنزند و اگز آن نسیم ملایم
در درون جان نپیچد جان آدمی خواهد افسرد.
سید انبیا حضرت رسول فرمودند:هر گاه چهل روز بگذرد و مومن دانشمندی پرهیزکار را نبیند قلبش میمیرد.
این روزها روز مرگی بر اکثریت ما چیره شده.بیایید تلاش کنیم تلاش کنیم تلاش کنیم.
خواهش می کنم نظراتتون رو راجع به فرار از روزمرگی بفرمایید
سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388
...  
سلام به همه خوانندگان عزیز.

ببخشید اگه این روزا وبلاگ رو دیر به دیر به روز می کنم.

تصور شما از حال آدمی که ۵:۳۰ صبح از منزل بیرون میره برای رسیدن به دانشگاه تا ۱۰ شب که به خونه می رسه چیه؟؟؟؟!!!!!

به هر حال سعی می کنم روزای تعطیل هم به نظرات رسیدگی کنم هم به پست مطالب.

یا علی.

دعا یادتون نره.

جمعه بیست و چهارم مهر 1388
شهید کاوه ...  

روزي يكي از نزديكان وي به منطقه آمده بود. يكي از برادران تقاضا كرد كه كار مناسبي به او محول كنند شهيد كاوه پاسخ داد: همه بسيجي‌ها فاميل من هستند.

امام خميني‌:
 جوانهاي ما از خداهستند و در راه خدا فداكاري كردند وبه خدا مراجعت مي‌كنند.

 زندگينامه شهيد محمود كاوه
به سال 1340 ﻫ..ش در مشهد مقدس در خانواده‌اي مذهبي و دوستدار اهل بيت عصمت و طهارت (ع) متولد شد. پدرش كه از كسبه متعهد به شمار مي‌آمد، در دوران ستمشاهي و اختناق، با علماء و روحانيون مبارز، از جمله حضرت آية الله خامنه‌اي (مدظله العالي) شهيد هاشمي نژاد و شهيد كامياب ارتباط داشت. وي كه براي تربيت فرزندش اهميت زيادي قايل بود. محمود را همراه خود به مجالس و محافل مذهبي و نماز جماعت مي‌برد و از اين راه فرزندش را با مكتب اهل بيت (ع) و تعاليم انسان ساز اسلام آشنا مي‌كرد.
شهيد كاوه دوران تحصيلات ابتدايي خود را در چنين شرايطي سپري كرد.از آنجا كه خواست پدرش به هنگام تولد محمود اين بود كه وي را در سلك صالحان و پيروان واقعي مكتب اسلام قرار دهد،‌با علاقه قلبي و مشورت پدر وارد حوزه علميه شد و همزمان تحصيلات دوران راهنمايي و دبيرستان را نيز ادامه داد.
با شروع جريانات انقلاب، او كه جواني با نظاط فعال و مذهبي بود با شركت درمحافل درسي مسجد جوادالائمه و امام حسن مجتبي (ع) كه در آن زمان از مراكز تجمع نيروهاي مبارز بود.ازهدايتها و تعاليم حضرت آيت الله خامنه‌اي (مدظله العالي) بهره‌هاي فراواني برد و ره‌توشه‌هاي همين تعاليم را با خود به محيط دبيرستان و ميان دانش آموزان منتقل مي‌نمود.او در دبيرستان به عنوان محور مبارزه شناخته مي‌شد. با علاقه وافر به پخش اعلاميه‌هاي حضرت امام خميني (قدس سره) مي‌پرداخت و فعالانه در راهپيماييها و درگيريهاي زمان انقلاب شركت داشت.

فعاليتهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي
با پيروزي انقلاب اسلامي شهيد كاوه جزو اولين عناصر مؤمن و متعهدي بود كه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در شهر مقدس مشهد پيوست و پس از گذراندن يك دوره اموزش شش ماهه چريكي، به آموزش نظامي برادران سپاه و بسيج پرداخت. پس از آن براي حفاظت از بيت شريف حضرت امام خميني (قدس سره) در يك مأموريت شش ماهه به تهران عزيمت كرد وبا شروع جنگ تحميلي به همراه تعدادي از نيروهاي خراسان به جبهه‌هاي جنوب اعزام شد. مدتي بعد به علت نيازشديدي كه پادگان به مربي داشت او را براي آماده سازي و آموزش نيروها به مشهد فراخواند.

نقش شهيد در تيپ ويژه شهدا
به دنبال عمليات سرنوشت‌ساز نيروهاي سپاهي در محورهاي مختلف كردستان و همزمان با تشكيل تيپ ويژه شهدا (كه فرماندهي آن برعهده شهيد ناصر كاظمي بود) شهيد كاوه به عنوان فرمانده عمليات اين تيپ انتخاب شد. پس از مدت كوتاهي از فعاليت او در اين مسئوليت (كه با آزاد سازي بسياري از مناطق همراه بود) آوازه تيپ ويژه شهدا، آنچنان ضد انقلاب را متحير ساخت كه به كلي روحيه خود را از دست داد و درمقابل هر يورش رزمندگان اسلام فرار را بر قرار ترجيح مي‌داد و مي‌دانست كه مقاومت در مقابل اين يگان جز خسارت و نابودي ثمري نخواهد داشت.
آزاد سازي سد بوكان و جاده 47 كيلومتري آن، جاده صائين دژ به تكاب، پاكسازي منطقه كيلر و اشتوزنگ آزادسازي محور استراتژيك پيرانشهر به سردشت كه به عنوان مركزيت و نقطه ثقل ضد انقلاب بشمار مي‌آمد و منجر به انهدام مركز راديويي آنها و فتح ارتفاعات مهم مرزي منطقه الواتان و آزاد سازي زندان دوله تو و كشتن بيش از 750 نفر از ضد انقلاب گرديد، ازجمله نبردهاي تهاجمي بود كه توسط شهيد كاوه و همرزمانش در تيپ ويژه شهدا طرح ريزي و به اجرا گذاشته شد. تعداد عملياتي كه به وسيله اين شهيد عليه ضد انقلاب فرماندهي شد آن قدر زياد است كه ذكر نام تمامي آنها در اين مختصر ميسر نيست.
او كه پس از شهادت سرداران رشيد اسلام شهيد ناصر كاظمي شهيد محسن گنجي زاده و شهيد محمد بروجردي در خرداد 1362 رسماً به فرماندهي تيپ منصوب شده بود، با تلاش همه جانبه براي آموزش، سازماندهي و آماده سازي نيروها از هيچ كوششي دريغ نمي‌ورزيد.
بنا به صلاحديد فرماندهي محترم سپاه در تاريخ 29/4/1362 تيپ ويژه شهدا مأموريت يافت تا درعمليات برون مرزي والفجر 2 كه درمنطقه حاج عمران انجام مي‌گرفت شركت نمايد. در اين عمليات شهيد كاوه با هدايت قوي رزمندگان، اهداف از پيش تعيين شده تيپ از جمله ارتفاعات 2519 را با موفقيت به تصرف درآورد.
همزمان با عمليات والفجر 4 مأموريت پاكسازي محور سردشت از لوث وجود ضد انقلاب (دمكراتها و منافقين) به اين تيپ واگذار شد. رزمندگان غيور و سلحشور نيز ضمن تسلط به ارتفاعات مرزي كوه‌سير، قوري،‌ تالشو روستاي اسلام آباد، مركز راديويي منافقين و مقر دمكراتها را تصرف كردند.
تيپ ويژه شهدا سال 63 در عمليات بدر همراه با ساير يگانهاي سپاه با دشمن تا دندان مسلح جنگيد و در تاريخ 23/4/64 در عمليات قادر(همراه با يگانهايي از ارتش جمهوري اسلامي) در جبهه شمالي سيدكان عراق باعث بر هم زدن آرايش نظامي دشمن گرديد. همچنين در عمليات پشتيباني والفجر 9 كه در منطقه چوارته عراق انجام گرفت. در انهدام قواي دشمن و تصرف بخشي ازخاك آنان نقش مؤثر داشت كه هر كدام نشاني از دلاوريها و حماسه‌آفريني شهيد كاوه و يارانش را در خود ثبت كرده است.

آقاي ساداتي در مورد شهيد مي‌گويد: قبل از انقلاب در پخش اعلاميه‌هاي امام عزيزمان شهيد كاوه تلاش پيگيري داشتند در يكي از موارد هنگاميكه كتاب جامع المقدمات را به دست داشت (در آن موقع طلبه بودند) و مشغول پخش اعلاميه بودند، ناگهان به مأمورين شهرباني برخورد مي‌كند كه جلويش را گرفت و گفت: در دست شما چيست؟ خيلي صريح جواب داد. مگر نمي‌بيني؟ كتاب مقدمات است. من طلبه‌ام. مأمور كتاب را گرفت و مشاهده كرد كه كتاب جامع المقدمات است.
همسر شهيد مي‌گويد: شهيد كاوه بيشتر در محدوده جبهه بودند او به فرزند خود زياد محبت نمي‌كرد چون مي‌گفت كه ماندني نيستم وبه زودي شهيد مي‌شوم اگر به فرزند زياد محبت كنم او در وقت شهادتم خيلي احساس دل تنگي مي‌كنند.

ويژگيهاي اخلاقي
صفات ارزنده و ويژگيهاي ايماني كه اين شهيد داشت باعث شد كه خود را وقف انقلاب كند و با اهميتي كه كردستان براي وي داشت خود را فرزند كردستان معرفي مي‌كرد.روحيه والا و انسان‌دوستي او به قدري در اطرافيان اثر مي‌گذاشت كه با وجود تبليغات سوء دشمنان و ايجاد جو مسموم عليه آن شهيد و يگان تحت امرش، هنگامي كه به درجه رفيع شهادت نائل شد مردم مهاباد با پاي برهنه زير پيكر پاك و مطهر سردار بزرگ خود بر سر و سينه مي‌زدند و اشك مي‌ريختند و ضد انقلاب را نفرين مي‌كردند.
او با الهام از سخن خداوند كه در وصف مؤمنان بيان شده است: «اشداء علي الكفار و رحماء بينهم در قلب مردم و نيروها جاي گرفته بود و هيچ انگيزه‌اي جز خدمت به انقلاب و احياي ارزشهاي الهي نداشت.
شهيد كاوه در عين حال كه تمام اوقاتش را براي مبارزه به كار مي‌بست،‌از پرداختن به تكاليف ديني و انجام مستحبات نيز غافل نبود. او از مروجين قرآن كريم بود و با عشق خالصانه به اسلام و مكتب آيات جهاد را تلاوت مي‌كرد و در صحنه جنگ و مقاتله با دشمنان آن را در عمل تفسير مي‌نمود.
روحيه اطاعت پذيري و ولايتي هوش سرشار و چابكي در عمليات مسلح بودن به سلاح تقوا و اخلاق حسنه، شجاعت و بي‌باكي، ساده زيستي و صميميت با نيروها از جمله ويژگيهاي شخصيتي آن شهيد والا مقام است.
با وجودي كه در مقابل ضد انقلاب سازش ناپذير، جسور و با شهامت بود، اما در داخل تيپ با نيروهاي تحت امر خود برخوردي بسيارمتواضعانه و با صف و صميمي داشت و همين تواضع او سبب شده بود كه محبوبيت خاصي در بين نيروها داشته باشد.
شهيد كاوه در قلب نيروهاي بسيجي و سپاهي جاي داشت.
او مصداق بارز تلفيق محبت و قاطعيت در امر فرماندهي نظامي بود.
روزي يكي از نزديكان وي به منطقه آمده بود. يكي از برادران تقاضا كرد كه كار مناسبي به او محول كنند شهيد كاوه پاسخ داد: همه بسيجي‌ها فاميل من هستند.
در بعد آمادگي جسماني هيچ گاه از ورزش غافل نبود و با تشويق نيروها و حضور در مسابقات ورزش، آمادگي رزمي نيروها را بالا مي‌برد، همواره براي تشويق بچه ها مي‌گفت: موفقيت من در كوههاي بلند كردستان مديون ورزش است.
او چريكي زبده بود كه در عمل و جنگ چريك شده بود نه با درسهاي تئوري.
او داراي فضايل روحي و اخلاقي ويژه‌اي بود و انجام كار خالصانه و بي‌ريا را سرلوحه زندگي خود قرار داده بود.
عموما كم سخن مي‌گفت و بيشتر عمل مي‌كرد و همواره سعي مي‌كرد وحدت ارتش و سپاه حفظ شود و ارتشيان نيز او را ازخود مي‌دانستند. اين اتصال و روحيات فرماندهي بود كه تيپ شهدا را به آنجايي رساند كه مقام معظم رهبري (مدظله العالي) درباره اين يگان و شهيد كاوه فرمودند:
تيپ ويژه شهدا كه ايشان فرماندهي‌اش را بر عهده‌ داشتند يكي از واحدهاي كارآمد ما محسوب مي‌شد.
او در عمليات گوناگون شركت داشت و كار آزموده ميدان جنگ شده بود از لحاظ نظم اداره واحد مديريت قوي دوستي و رفاقت با عناصر لشكر از لحاظ معنوي اخلاق ادب تربيت توجه و ذكر يك انسان جوان اما برجسته بود.
اين جوان (شهيد كاوه) جزو عناصر كم‌نظيري بود كه او را درصدد خودسازي يافتم. حقيقتاً اهل خودسازي بود هم خودسازي معنوي و اخلاقي و تقوايي و هم خودسازي رزمي.
خاطره‌اي ديگر:
گهگاه اتفاق مي‌افتاد با بدني مجروح از جبهه به مشهد برمي‌گشت اما به محض نياز به حضورش درجبهه با همان بدن تركش خورده خود را به منطقه جنگي مي‌رساندند و به سفارشهاي پزشكان اعتنائي نمي‌كردند. حتي در يكي از عيادتهايي كه يكي از مقامات بلند پايه از ايشان داشت از شهيد خواست جهت بهبودي مدتي به جبهه نرود. ايشان بقدري خشمگين شد كه شخص ديگري از او تقاضاي ماندن در غير منطقه‌ي جنگي را نكرد.
شهيد كاوه:
دشمن بايد بداند و اين تجربه را كسب كرده باشد كه هر توطئه‌اي را كه عليه انقلاب طرح‌ريزي كند، امت بيدار و آگاه با پيروي از رهبر عزيز آن را خنثي خواهد كرد. آينده جنگ هم كاملاً روشن است كه پيروزي نصيب رزمندگان اسلام خواهد شد و هيچگاه ما نخواهيم گذاشت كه خون شهيدانمان هدر رود.
شمع تاريخ
خون شهيدان كه قلب گرمشان در آسمان شهر جنايت به خون نشست بگذار كه همت والايشان را بستائيم و غيرت و تقوايشان را شايد كه روزمرگي‌مان را از تن بزدائيم.
بگذار جاودانگي شهيدان عشق را كه در قربانگاهها به شهادت ايستادند، ما نيز شاهد شويم كه شهيدان پيام خويش را سرخ سرخ در سينه‌هاي ما نگاشتند تا كه مرگ بي‌ثمر و بي‌رنگ را به جاودانگي شهادت بدل كنيم. آنان قلبهاي لبريز ازعشق و صداقتشان را كريمان ارزاني كردند و خشماهنگ با بيداد درافتادند تا كه عجز و حقارت را در اندرون تك تك ما فرو شكنند.
اگر ايمانشان را براي ابد به ما هديه كردند، اگر ايستاده مردن را به ما آموختند. چه ناسپاسي نامردانه‌ايست كه بي‌يادشان شب را به سر آريم و بي‌نامشان روز را بياغازيم.
چه كسي كربلاي سالار ما حسين (ع) را دوباره بپا كرد؟
لحظه‌هايي كه زبان دركام مانده‌مان قادر به اعتراض نبود، و شرافت و تقوي، شعور و غيرتمان به غارت مي‌رفت، كدامين تن در ظهر بلوغ عصيان سرخي عاشورا را به چشمان بي‌نورمان تاباند و جز شهيد چه كسي باوركرد كه زندگي در غلظت سياه شب تنها فريب خويش است؟
براي زيستن (و نور، براي رستن از شرك براي رهائي از مرگ و رسيدن به جاودانگي تنها شهيد راه مي‌نمايد و صفير تيز گلوله‌هايش مشعل پرشعله راهي مي‌شود كه خلق خدا را به صبح روشن نويد مي‌دهد.
وبه دل ترنم آيات كه صبح گشته قريب و به منقار شاخه زيتون تا اوج روشن خورشيدها شهيد پيمود يكشبه صدساله راه را اينكه شهيد با انفجار قلب پر از ايمان _ در عمق باور خاموش روحش بذر خجسته آزادگي نشاند، قلبي به گرمي خورشيد در‌آسمان شهر جنايت نشست در راستاي ثابت فواره‌هاي خون صد اغناي قامت پژمرده راست شد.
از شوق و شور شهادت خنجري دگر دميد من مرگ هيچ شهيدي را باور نمي‌كنم من با شهيد هميشه باور كردم كه وطن خالي از انديشه آزادي نيست من با شهيد دوباره باور كردم كه تا انتهاي اين شب ديجور باقي است فرصت عصيان اينك مزار شهيدان درسينه‌هاي ماست، كه دوست دارم همه هستي‌ام را ارزاني كنم در پاي ايمان و تقواي همه برادران شهيد شهيدان برادر _ اين گلگون پيكرهاي پرفريادي كه در برابر اوج عظمت‌هايشان شرم دارم و شرم از اينكه هنوز ندايشان را جانانه لبيك نگفته‌ام.
اينك تو اي به هر محرم شاهد اي به هر عاشورا شهيد اي به هر كربلا قرباني بر خويشتن به بال كه امروز خون سرخ تو در كوچه‌ها مي‌جوشد اين قلب توست.
اين همه را بنگر و بر خويشتن به بال
اينك در قلب تك‌تك ما يك شهيد يك شاهد بي‌شكست،
بي‌پايان بيدار و بيدارتر نشسته است و ما را با شهيدان پيوندي هميشگي است.
 ما مرگ هيچ شهيدي را باور نمي‌كنيم آن فروريخته گلهاي پريشان در باد
كز مي جام شهادت همه مدهوشانند
يادشان زمزمه نيمه شب مستان باد
 تا نگويند كه از ياد فراموشانند
 مقام معظم رهبري:
تيپ ويژه شهدا كه ايشان فرماندهي‌اش را بر عهده داشتند يكي از واحدهاي كارآمد ما محسوب مي‌شد.

نحوه شهادت
 سرانجام زندگي اين اسطوره ملي با افتخار و شهادت بود.
 شهريور ماه 1365 روزي كه روح اين سردار شجاع اسلام و سرباز وارسته حضرت بقيه‌الله الاعظم در عمليات كربلاي 2 بر بلنداي قله 2519 حاج عمران به پرواز درآمد، دل صخره و كوه، ياد و خاطره شجاعت او را در خود ثبت كرد آن روز كاوه مزد جهاد را كه شهادت بود، دريافت كرد و به بارگاه عزالهي فراخوانده شد.
مشغول هدايت نيروهايش به سمت جبهه دشمن بود كه با اصابت تركش گلوله توپ به شهادت رسيد و ايران اسلامي را از داشتن ابرمردي محروم كرد كه در طول 25 سال عمر با بركت،‌ منشأ خدمات و افتخارات زيادي بود؛افتخاراتی كه خيلي از آن در خاك تفتيده جبهه ها مانده است. شهيد سرتيپ حسن آب‌شناسان فرمانده لشكر 23 نوهد ارتش جمهوري اسلامي ايران در دوران دفاع مقدس درباره كاوه گفته است: « اگر در دنيا يك چريك پاك‌باخته و دلباخته به اسلام و امام‌خميني (ره) وجود داشته باشد، محمود كاوه است. هر رزمنده‌اي كه مي‌خواهد خوب پخته و آب‌ديده شود بايد به تيپ ويژه شهدا و نزد او برود».
خصال و ويژگيهاي درخشنده او در تمام مدت خدمتش و در تصدي مسئوليتهاي مختلف درسي است بس بزرگ براي همه سربازان اسلام و پاسداران انقلاب اسلامي تا با به كارگيري آنها و آراسته شدن به آن سجاياي اخلاقي نمونه‌هايي از لشكريان مخلص حضرت بقية الله الاعظم(عج) باشند وخود را براي دفاع ازحريم اسلام و ارزشهاي متعالي آن همواره مهيا و آماده سازند.

سالشمار شهید محمد کاوه
نام خانوادگی:کاوه
نام: محمود
تاریخ تولد: اول خرداد 1340
نام پدر:محمد
نام مادر: ماه نساء
محل تولد:مشهد
محل سکونت والدین:مشهد
مشخصات همسر:فاطمه عمادالاسلامی/1342
تاریخ ازدواج:1363
ثمره ازدواج:یک فرزند (زهرا)
تحصیلات:سوم دبیرستان
تاریخ ورود به سپاه:15/3/1358
شماره شناسنامه:1200 موالید
کد پاسداری: 7/0803629
درصد جانبازی:عدم مراجعه برای تعیین درصد
آخرین مسئولیت: فرمانده لشگر 55 ویژه شهدا
تاریخ شهادت:11/6/1365 منطقه عملیاتی کربلای دو، ارتفاعات 2519
علت شهادت:اصابت ترکش به سر
مزار:مشهد، بهشت رضا، قطعه شهدا
سوابق مسئولیتی
مربی آموزش نظامی15/3/1358؛2/6/1359
مسئول محافظین بیت امام (ره)3/6/1359؛3/8/1359
مربی آموزش نظامی4/8/1359؛22/9/1359
مسئول عملیات سقز23/9/1359؛7/12/1360
مسئول عملیات تیپ ویژه شهدا8/12/1360؛31/4/1361
فرمانده تیپ ویژه شهدا1/5/1361؛1/2/1365
فرمانده لشگر ویژه شهدا2/2/1365؛18/6/1365
اصابت گلوله به ناحیه شکم اسفند ماه 1361پاکسازی روستای محمد شاه از توابع مهاباد
اصابت گلوله به ناحیه شانه چپ مرداد ماه 1363پاکسازی منطقه عمومی دارلک از توابع مهاباد
اصابت ترکش به ناحیه دست راست وسر بهمن ماه 1363منطقه عملیاتی بدر
اصابت ترکش به صورت اسفند ماه 1364منطقه عملیاتی والفجر
اصابت 12 ترکش نارنجک به ناحیه سر اردیبهشت 1365منطقه عمومی حاج عمران عراق موسوم به تک حاج عمران

 سوابق آموزشی
سردار شهید محمود کاوه فقط در سال 1358 یک دوره آموزش عمومی و نیز آموزش جنگ های نامنظم را به مدت چهار ماه به همراه سه نفر دیگر از کادر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خراسان در پادگان امام علی (علیه السلام) گذرانده است.
1340 ولادت در اول خرداد ماه، مشهد مقدس
1346 تحصیل در حوزه علمیه
1352 تحصیل در مدرسه راهنمایی
1355 تحصیل در دبیرستان خوش نیت
1357 آغاز انقلاب اسلامی ملت ایران
1358 عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
1358 مربی پادگان آموزش نظامی سردادور
1358 اعزام به تهران جهت گذراندن دوره چریکی
1359 عزیمت به جماران و سرپرستی گروه حفاظت از بیت امام خمینی (ره)
1359 عزیمت به جبهه های جنوب
1359 عزیمت به کردستان و سرپرستی گروه پاسداران اعزامی به سقز
1359 فرمانده گروهان اسکورت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سقز
1360 فرمانده عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سقز
1360 قائم مقام فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سقز
1360 فرمانده عملیات تیپ ویژه شهدا
1361 مجروحیت در عملیات پاکسازی منطقه محمد شاه مهاباد از ناحیه شکم
1362 فرمانده تیپ ویژه شهدا
1363 ازدواج با خانم فاطمه عماد الاسلامی
1363 تولد تنها فرزندش زهرا کاوه
1363 مجروحیت در عملیات پاکسازی منطقه دارلک مهاباد از ناحیه کتف
1363 مجروحیت در عملیات بدر از ناحیه دست
1364 مجروحیت در عملیات قادر از ناحیه دست
1365 فرمانده لشگر ویژه شهدا
1365 مجروحیت در تک حاج عمران از ناحیه سر
1365 شهادت در یازدهم شهریور بر روی ارتفاعات 259 حاج عمران
منبع: نرم افزار چند رسانه ای حماسه کاوه

پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388
...  
نمادهای شیطان پرستی چاپ ارسال به دوست
24 فروردين 1387 ساعت 12:37
 در بررسي نمادهاي متعلق به شيطان‌پرستي خط بسيار روشني از ارتباط صهيونيسم و شيطانيسم به وضوح قابل مشاهده است .
در ذيل برخي از نمادها كه به عنوان نگين انگشتر ، ‌گردنبند ، تصاوير بر روي دست‌بندها ، پيراهن ، شلوار ، كفش ،‌ ادكلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ايران اسلامي نيز راه يافته است ، مورد بررسي و معرفي قرار مي‌گيرد :







ا گر نوشته وسط نماد يعني (Satanism) به معناي شيطان‌گرايي به همراه دايره حذف كنيم ، آن وقت يك ستاره پنج‌ضلعي بر جاي مي‌ماند كه همان نشانه ستاره صبح يا پنتاگرام (pentagram) باقي مي‌ماند .






اين سمبل نيز همان پنتاگرام است ، با فرق اينكه انواع آن گاه پنج‌ضلعي وارونه (snvertedpentagram ) يا ديو (Buphomet ) و به شكل در ميان نمادهاي شيطان‌پرستان به چشم مي‌خورد .




 برخي از شيطان‌گرايان محدوده جغرافيايي « تحت سلطه » اين نماد و در واقع منطقه نفوذ شيطان‌گرايي را در نقشه ذيل توصيف مي‌نمايند . (محدوده در ايسلند و اروپا)

درميان پنتاگرا‌هاي قبلي تصوير سر يك بز تعبيه شده است كه اقدامي ضد مسيحي ، ‌به اين معناست كه مسيحيان معتقدند كه مسيح همچون يك بره براي نجات ايشان قرباني شده است و با توجه به اينكه ايشان بز را نماد شيطان و در برابر بره مي‌دانند اين آرم را انتخاب كرده‌اند.








666 : يك سمبل با عنوان « شماره تلفن شيطان » توسط گروه‌هاي هوي متال وارد ايران اسلامي شده اما در حقيقت علامت انسان و نشانه جانور در ميان شيطان‌پرستان تلقي مي‌شود و براساس مكاشافات 13:18 « ... پس هر كس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زيرا كه عدد انسان است و عددش 666 است . »  از سال‌ها پيش تاكنون اين عدد با اشكال مختلف بر روي ديوارهاي شهرهاي بزرگ كشور مشاهده مي‌شد .
 



صليب وارونه (upside down cross ) : اين نماد و حكايت از « وارونه شدن مسيحيت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن اين دين  است . صليب وارونه در گردن بندهاي بسياري مشاهده شده و خواننده‌هاي راك انواع مختلف آنرا به همراه دارند .











نماد صليب شكسته يا چرخ خورشيد (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشيد يك نماد باستاني است كه در برخي فرهنگ‌هاي ديني همچون كتيبه‌هاي بر جاي مانده از بودايي‌ها و مقبره‌هاي سلتي و يوناني ديده شده‌است .

 لازم به توضيح است اين علامت سال‌ها بعد توسط هيتلر به كار رفت ،‌ لكن برخي با هدف به سخره گرفتن مسيحيت اين سمبل را وارد شيطان‌پرستي كردند .






چشمي در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) : چشم در برخي نمادهاي روشنفكري نيز به كار مي‌رود . اما شيطان‌پرستي اعتقاد دارند چشم در بالاي هرم « ‌چشم شيطان » است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » .
 اين علامت در پيشگويي ،‌ جادوگري ، نفرين‌گري و كنترل‌هاي مخصوص جادوگري مورد استفاده قرار مي‌گيرد .گفتني است اين نماد بر روي دلار آمريكايي به كار رفته است .







اين نمادها به انگليسي (Ankh) انشاء‌مي‌شود و سمبل شهوت‌راني و باروري است .
 اين نمادها به معناي روح شهوت زنان نيز تعبير مي‌شود . امروزه نماد « فمنيسم » در واقع يك نماد برداشت شده دقيقا از سمبل‌هاي شيطاني است .



پرچم رژيم صهيونيستي
: قابل توجه جدي است كه رژيم صهيونيستي علاوه بر حمايت‌هاي آشكار و پنهان ،حتي از قرار گرفتن نماد رسمي كشور نامشروعش در كانون علائم شيطان‌گرايان نيز پرهيز ندارد .




ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اينكه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار مي آمده است شيطان‌پرستان تبر رو به پايين را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پيمودن مسير تاريك انتخاب كرده‌اند .
 
همچنين گفتني است كه فمنيست‌ها از دو تبر رو به بالا به معني مادر‌سالاري باستاني استفاده مي‌نمودند.





 
 
 
 
سر بز (Goat Head) : بز شاخدار ، ‌بز مندس mendes (همان ba'al بعل خداي باروي مصر باستان) ، ‌بافومت ، خداي جادو ، scapegoat (بز طليعه يا قرباني) اين يكي از راه‌هاي شيطان‌پرستان براي مسخره كردن مسيح است زيرا گفته مي‌شود كه مسيح مانند بره‌‌اي براي گناهان بشر كشته شد . همانطور كه در توضيح نمادهاي اول اشاره شد ،‌اين نماد تصوير كاملي است از بز قرار گرفته در نماد پنتاگرام .







 
 
 
 
هرج و مرج (Anarchy) : اين نماد به معناي از بين بردن تمام قوانين است و دلالت بر اين امر دارد كه « هر چه تخريب كننده است تو انجام بده » اين نماد عمدتا مورد استفاده گروه‌هاي هوي‌متال است .





چشم شيطان (Aye of satan) :  اين نماد نيز به معناي چشم « شيطان و نظارت و اقتدار » است و كمتر شناخته شده است . 
 
چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388
السلام عليك يا امام جعفر صادق (ع) ...  
مشخصات حضرت
  اسم : جعفر
  لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقايق - فاضل - طاهر - قائم - منجي - صابر
 كنيه : ابوعبدالله - ابواسماعيل - ابوموسي
  نام پدر : حضرت امام محمد باقر ( عليه السلام )
  نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابي بكر
  زمان تولد : هفدهم ربيع الاول سال 83 هجري
  در روز جمعه يا دوشنبه ( بنا بر اختلاف ) در هنگام طلوع فجر مصادف با ميلاد حضرت رسول . بعضي ولادت ايشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ايشان  را نيز برخي سال 80 هجري ذكر كرده اند . ( 1 )
  محل تولد : مدينه منوره
  عمر شريفش : 65 سال
  مدت امامت : 34 سال
  زمان رحلت ( شهادت ) : 25 شوال سال 148 هجري درباره زمان شهادت نيز گروهي ماه شوال و دسته اي ديگر 25 رجب را بيان كردند . ( 2 )
  قاتل : منصور دوانيقي بوسيله زهر
محل دفن : قبرستان بقيع
زنان معروف حضرت : حميده دختر صاعد مغربي ، فاطمه دختر حسين بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب( عليهم السلام )
فرزندان پسر : موسي ( عليه السلام ) - اسماعيل - عبدالله - افطح - اسحاق - محمد - عباس - علي
فرزندان دختر : ام فروه - فاطمه - اسما كه اسماعيل ، عبدالله وام فروه مادرشان فاطمه دختر حسين بن علي بن حسين ( عليهما السلام )( نوه امام سجاد ) است . وامام موسي كاظم (عليه السلام) ، اسحاق و محمد كه مادرشان حميده خاتون مي باشد . وعباس ، علي ، اسماء و فاطمه كه هر يك از مادري به دنيا آمده اند .
نقش روي انگشتر حضرت : ما شاء الله لا قوة إلا بالله ، أستغفرالله .
اصحاب معروف امام صادق (عليه السلام) : ابان بن تغلب - اسحاق بن عمار- بريد - صفوان بن مهران - ابوحمزه ثمالي – حرير بن عبدالله سجستاني زراره بن اعين شيباني - عبدالله بن ابي يعفور-عمران بن عبدالله اشعري قمي .
روز زيارت ايشان : روزهاي سه شنبه مي باشد .
رخسار حضرت : بيشتر شمايل آن حضرت مثل پدرشان امام باقر (عليه السلام) بود . جز آنكه كمي لاغرتر و بلند تر بودند .
مردي ميانه بالا ، سفيد روي ، پيچيده موي و پيوسته صورتشان چون آفتاب مي درخشيد . در جواني موهاي سرشان سياه و در پيري سفيدي موي سرشان بر وقار و هيبتشان افزوده بود . بيني اش كشيده و وسط آن اندكي برآمده بود وبر گونه راستش خال سياه رنگي داشت .
ريش مبارك آن جناب نه زياد پرپشت و نه زياد كم پشت بود . دندانهايش درشت و سفيد بود وميان دو دندان
پيشين آن گرامي فاصله وجود داشت . بسيار لبخند مي زد و چون نام پيامبر برده مي شد رنگ از رخسارش تغيير مي كرد .

گوشه اي از حيات امام صادق ( عليه السلام )

پدرش 26 ساله بود كه او زاده شد . دوازده تا 15 سال بنابر اختلاف از عمر شريفش را درکنار جدش امام سجاد ( عليه السلام ) و نوزده سال را در كنار پدرش امام باقر ( عليه السلام ) گذراند .
پيامبر اكرم ( ص ) در خصوص انتخاب نام و لقب امام ششم فرموده است: وقتي كه فرزندم جعفر متولد شد نام اورا صادق بگذاريد زيرا فرزند پنجمش جعفراست وادعاي امامت مي كند و او در نظر خداوند جعفر كذاب است .
ابن بابويه و قطب راوندي روايت كرده اند : كه از حضرت امام زين العابدين (عليه السلام) پرسيدند كه امام بعد از تو كيست ؟
فرمود : محمد باقر شكافنده علوم است . پرسيدند كه : بعد از اوامام كه خواهد بود ؟ گفت : جعفر كه نام اونزد اهل آسمانها صادق است.امام ششم شيعيان و رئيس مذهب تشيع درسال 114 هجري قمري در سن 31 سالگي به امامت رسيد و رداي ولايت بردوش گرفت.
دوران امامت آن امام 34 سال بوده كه با اواخر حكومت امويان واوايل حكومت عباسيان مصادف مي باشد .
كه حدود هجده سال آن ( 132-114 ) همزمان با حكومت امويان و شانزده سال آن ( 148-132 ة ) همزمان با حكومت عباسيان بود .
آن حضرت با پنج تن از خلفاي بني اميه - هشام بن عبدالملي ( 125-105 ه. ق ) ، وليد بن يزيد بن عبدالملي ( 126-125 ه. ق ) ، يزيد بن وليد بن عبدالملي ( 126 ه. ق ) ، ابراهيم بن وليد (126 ه. ق"( به مدت 70 روز )) و مروان بن محمد ملقب به حمار ( 132-126 ه.ق ) و دو تن از خلفاي بني عباس ابوالعباس ( عبدالله بن محمد ) معروف به سفاح ( 132- 136 ( 137 ) ه. ق ) و ابوجعفر معروف به منصور دوانيقي ( 158-136 ( 137 ) ه. ق ) معاصر بود .
در يك دسته بندي ، زندگاني امام جعفر صادق ( عليه السلام ) مي توان به سه دسته كلي تقسيم نمود :
الف - زندگاني امام در دوره امام سجاد و امام باقر ( عليهما السلام ) كه تقريبا نيمي از مر حضرت را به خود اختصاص مي دهد . در اين دوره ( 83-114 ) امام صادق ( عليه السلام ) از علم و تقوي و كمال و فضيلت آنان در حد كافي بهره مند شد .
ب - قسمت دوم زندگي امام جعفر صادق( عليه السلام ) ازسال 114 هجري تا 140 هجري مي باشد . دراين دوره امام از فرصت مناسبي كه بوجود آمده ، استفاده نمود و مكتب جعفري را به تكامل رساند . در اين مدت ، 4000 دانشمند تحويل جامعه داد و علوم و فنون بسياري را كه جامعه آن روز تشنه آن بود ، به جامعه اسلامي ارزاني داشت .
ج - هشت سال آخرامام( عليه السلام ) قسمت سوم زندگي امام را تشكيل مي دهد . دراين دوره ، امام بسيار تحت فشار و اختناق حكومت منصور عباسي قرار داشت . در اين دوره امام دائما تحت نظر بود و مكتب جعفري عملا تعطيل گرديد
شنبه هجدهم مهر 1388
یا زهرا ...  

شخصیت فاطمه‌ی زهرا(س) شخصیتی ممتاز و برجسته
شخصیت‌ زهرای‌ اطهر، در ابعاد سیاسی‌ و اجتماعی‌ و جهادی‌، شخصیت‌ ممتاز و برجسته‌ای‌ است؛ به‌ طوری‌ كه‌ همه‌ی‌ زنان‌ مبارز و انقلابی‌ و برجسته‌ و سیاسی‌ عالم‌ می‌توانند از زندگی‌ كوتاه‌ و پرمغز او درس‌ بگیرند. زنی‌ كه‌ در بیت‌ انقلاب‌ متولد شد و تمام‌ دوران‌ كودكی‌ را در آغوش‌ پدری‌ گذراند كه‌ در حال‌ یك‌ مبارزه‌ی‌ عظیم‌ جهانی‌ فراموش‌ نشدنی‌ بود. آن‌ خانمی‌ كه‌ در دوران‌ كودكی‌، سختیهای‌ مبارزه‌ی‌ دوران‌ مكه‌ را چشید، به‌ شعب‌ ابی‌طالب‌ برده‌ شد، گرسنگی‌ و سختی‌ و رعب‌ و انواع‌ و اقسام‌ شدتهای‌ دوران‌ مبارزه‌ی‌ مكه‌ را لمس‌ نمود و بعد هم‌ كه‌ به‌ مدینه‌ هجرت‌ كرد، همسر مردی‌ شد كه‌ تمام‌ زندگیش‌ جهاد فی‌سبیل‌الله‌ بود و در تمام‌ قریب‌ به‌ یازده‌ سال‌ زندگی‌ مشترك‌ فاطمه‌ی‌ زهرا و امیرالمؤمنین‌(علیهماالسلام‌)، هیچ‌ سالی‌، بلكه‌ هیچ‌ نیم‌ سالی‌ نگذشت‌ كه‌ این‌ شوهر، كمر به‌ جهاد فی‌سبیل‌الله‌ نبسته‌ و به‌ میدان‌ جنگ‌ نرفته‌ باشد و این‌ زن‌ بزرگ‌ و فداكار، همسری‌ شایسته‌ی‌ یك‌ مرد مجاهد و یك‌ سرباز و سردار دایمی‌ میدان‌ جنگ‌ را نكرده‌ باشد.
پس‌، زندگی‌ فاطمه‌ی‌زهرا(س‌)، اگر چه‌ كوتاه‌ بود و حدود بیست‌ سال‌ بیشتر طول‌ نكشید; اما این‌ زندگی‌، از جهت‌ جهاد و مبارزه‌ و تلاش‌ و كار انقلابی‌ و صبر انقلابی‌ و درس‌ و فراگیری‌ و آموزش‌ به‌ این‌ و آن‌ و سخنرانی‌ و دفاع‌ از نبوت‌ و امامت‌ و نظام‌ اسلامی‌، دریای‌ پهناوری‌ از تلاش‌ و مبارزه‌ و كار و در نهایت‌ هم‌ شهادت‌ است‌. این‌، زندگی‌ جهادی‌ فاطمه‌ی‌زهراست‌ كه‌ بسیار عظیم‌ و فوق‌العاده‌ و حقیقتا بی‌نظیر است‌ و یقینا در ذهن‌ بشر ـ چه‌ امروز و چه‌ در آینده‌ ـ یك‌ نقطه‌ی‌ درخشان‌ و استثنایی‌ است‌.               برداشتی از سایت مقام معظم رهبری